تبليغاتX
میرحسین

میرحسین

آقای هاشمی رفسنجانی0000000000

 

آقای هاشمی رفسنجانی!! حاشا و کلا!!! شرمتان باد!!!!!!!!!!!!!!!

درست است!!! تعجب نکنید!!!! آقای رفسنجانی شما اشتباه کردید برای ملتی

کار کردید که نماینده ای را انتخاب می کند که در صحن علنی مجلس شما را

با زشت ترین الفاظ خطاب می کند...شما اشتباه کردید که نور چشم امام شدید

تا جایی که برای به سلامت برگشتن شما گوسفند نذر می کرد....شما اشتباه

کردید خود را و شخصیت خود را برای تذکر به ابوهریره ای صرف کردید که تنها

شش ماه آخر جنگ در جبهه حضور یافت....شما اشتباه کردید زمانی که

هایده را جلوی شما لخت مادر زاد می کردند تا شما گمراه شوید و اسیر

هوای نفس اما به هایده و امثال هایده کوچک ترین محلی نمی ذاشتید.....

شما اشتباه کردید که از امام لقب مادر انقلاب گرفتید و اموالتان را صرف مبارزه

بر ضد رژیم سفاک پهلوی کردید که حالا به شما بگویند طلحه و زبیر......شما

اشتباه کردید که به صادق صبا ( رییس فعلی بی بی سی فارسی و گزارشگر

سابق آن ) در دوران ریاست جمهوری خود توپیدید که مگرز تو ایرانی نیستی و

غیرت ایرانی نداری!!!!......شما اشتباه کردی که زمانی که هیچ کس جرعت

اداره ی مملکت را نداشت شدی رییس جمهور تا کسی مثل اکبر گنجی که

مشخص است از کجا تغذیه می شود به شما لقب آلیجناب سیاه پوش بدهد...

آقای رفسنجانی من خیلی موافق شما و دورانی که با پنبه سر می بریدید نیستم

چرا که همه ی ما جریان فرزند وزیر اطلاعات شما را که تصادف کرد و اعدام نشد

به یاد داریم ولی نمی توانم در برابر تهمت های ناجوانمردانه و زشتی که طرفداران

عمر و ابوهریره آن را برای اولین بار نقل مجالس کردند سکوت کنم چرا که به قول

فرزند خلف استاد شهید مرتضی مطهری دیگر سکوت جایز نیست....آقای

رفسنجانی شما اشتباه کردید که برای ملتی خدمت کردید که سب‌ٌ شما را از

افتخارات خود می داند و حتی این توهین ها را به صحن به اصطلاح مقدس مجلس

می کشاند و حتی به تریبون نماز جمعه هم که به شما مدیون است رحم نمی کند

!!!!!!!........آقای رفسنجانی شما اشتباه کردید که رییس مجلس تشخیص مصلحت 

نظامی شدید که حتی به ستون مستحکم خود هم رحم نمی کند و می خواهد

با زلزله ای ۹ ریشتری این ستون مستحکم را که بیگانه نتوانست آن را بشکند

در هم فرو ریزد و آن را به ترفت العینی نابود سازد.....آری امروز ما را با عمر چه نیاز

است به ابوسفیان!!!!....امروز که نفاق چون زهری و ویروسی کشنده در جای جای

نظام مقدسی که به همت شما و امام خمینی به راستی کبیر و امثال مهندس

موسوی که امروز به ناحق و آن هم به گناه گفتن حقیقت به قول فرزند خلف

دیگر استاد مطهری به برانداز نظام تشبیه می شود جا خوش کرده و شما را به

جرم مبارزه با این بیماری کشنده ی نفاق محکوم می کند و می خواهد تا چندی

دیگر هم زهر کشنده ی خود و تیر ترکشش را روانه ی اندرونی پاک افرادی کند

که با همت جان کاه خود این نظام را ایجاد کردند و به دنبال تصفیه ی کینه های

شخصی بچه گانه ایست که نیاز به گوشمالی دارد هرچند دیگر گوشمالی به

این فرزند ناخلف هم تاثیری ندارد و آن جا که کار بر پدر خانواده تنگ می شود

عاق والدین او را از کانون گرم خانواده طرد خواهد کرد و آن فرزندی که عاق پدر

و مادر فداکارش او راغ دریابد اگر توبه کرد که چه بهتر که در صورت توبه نکردن

عذاب سخت پروردگار بر این انسان خودسر که قطعا نواده ی کنعان پسر نوح

است خواهد گرفت و آن جاست که دیگر بازگشت فرعون هیچ سودی نخواهد

داشت!!!.....آری امروز روزی است که شما آقای رفسنجانی شمایی که زمانی

کمترین جماعت جمعه را داشتید اکنون به کسی تبدیل شدید که نماز جمعه هایش

بی شباهت به نماز جمعه های مرحوم آیت الله طالقانی که آن هم مثل شما از

همه جا خورد نیست!!!.اکنون وظیفه دارید که نگذارید تا ابوهریره برای خود از پیامبری

که علی او را بیش از همه می شناخت بیاید و در حضور علی از رسول الله حدیث

جعلی نقل کند و فریاد بازگشت به آرمان های خمینی حقیقتا کبیر را سر دهد و

فریاد وا امامایش چشم و گوش جهانیان را کور کند...آقای رفسنجانی نگذارید

فرقه ی  شریعت مداری به یکه تازی خود ادامه دهد و به مانند بولدوزری

شما را زیر پای خود لگد مال کند و زحمات شما را به طلحه و زبیر ربط

دهد.....

آقای رفسنجانی سخن من با شما به اتمام رسید ولی ما از شما

انتظار داریم فتنه ی شتر جمل را بخوابانید........

خداوند سایه ی رهبر فقید انقلاب را از سر ما کم نفرماید و الا مشخص

نبود مملکت به کجا می رفت.....از خداوند منان عزت مندی هرچه

بیشتر رهبر انقلاب که امروزه فرامین ایشان را هم عده ای اجرا

نمی کنند و آنگاه دم از ولایت مداری می زنند خواستارم....

و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله وسلم....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 20:10  توسط جوانمرد  | 

مراسم تحلیف احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد لطفا بروید سه روز روزه ی کفاره بجا بیاورید!!!!!!


احمدی نژاد

احمدی نژاد دومین دوره خود را با توصیه های سران دو قوه دیگر آغاز کرد


امروز رییس جمهور سوگند یاد کرد که پاسدار ارزش های انسانی و اخلاق و ادب باشه

و نیز سوگند خورد که از تمام استعدادای خودش در راه پیشرفت مملکت کوتاهی

نکنه......

سوال من اینست: آقای رییس جمهور دولت نهم چه سوگندی؟؟!!!

شما سوگند خوردید که پاسدار ارزش های انسانی باشید!!!

چه انسانیتی؟؟!! ما اوج انسانیت را در این 50 روز دیدیم!!!!

شما سوگند خوردید که از تمام استعداد هاتان بهره ببرید!!!!

مگر شما استعدادی هم جز دیکتاتوری و سرکوب مخالف و منتقد و خودسر بودن

دارید!!!!!

شما سوگند خوردید که مبادی ادب باشید؟؟!!

ادبتان را در سخنرانی 24 خرداد دیدیم و در 11 اسفند که منتقدان خود را به بزغاله

تشبیه کردید!!!!

آقای رییس جمهور شما حتی در سوگندتان هم دروغ گفتید و از قرآن و ملت ایران

و شهدا خجالت نکشیدید!!!

آقای رییس جمهور آیا می دانید کفاره ی سوگند دروغ چیست؟؟!! به رساله ی

مرجعتان مراجعه کنید و خواهید دید که کفاره ی سوگند دروغ سه روز روزه ی

قضا گرفتن یا اطعام 10 فقیر است....

آقای رییس جمهور شما دم از دیپلماسی عمومی می زنید!!!!

کدام دیپلماسی!!! دیپلماسی چوب و چماق و اسلحه و شوکر!!!

دیپلماسی اتهام به ستون های نظام!!! دیپلماسی ناسزا به تمام کسانی که شما

را قبول ندارند!!! دیپلماسی ناسزا گویی و بی ادبی در عرصه ی بین الملل به

رییس جمهور های سایر کشور ها!!!!

دیپلماسی فرافکنی و سیاه نشان دادن تخته وایت برد!!!!

آقای رییس جمهور محترم دولت نهم!!!! شما باز هم دروغ گفتید !!!!

آقای رییس جمهور یادم می یاد وقتی بچه بودم مادرم همیشه می گفت:


      دروغ گو دشمن خداست!!!!


نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی.شما نماینده ی ملتید نه دولت!!!!!


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 19:20  توسط جوانمرد  | 

بیانیه ی شماره ده مهندس میر حسین موسوی


بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

بيانيه شماره 10

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از

فعالان نهضت سبز

قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

بیانیه منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و

برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در

سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با

ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له

شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی

چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند

محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی

نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به

آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.

دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که

اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه

دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام

برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی

شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید

می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با

این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة

دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.

صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم

نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در

انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک

دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط،

با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی

که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ

شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع

کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار

کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند

اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).

مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند

احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت

شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است.

زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و

شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.

وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى

فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ

و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین

باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون

اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند

میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 19:52  توسط جوانمرد  | 

ای ول سرداررررررررررررررر

نامه رضایی به آیت‌الله هاشمی شاهرودی؛

دادگاه متخلفان را هم برگزار کنید
ولی اگر دادگاه دوم تشکیل نشود، نه تنها عدالت به طور کامل صورت نگرفته بلکه

خسارت دیگری به نظام جمهوری اسلامی وارد می‌شود و اشتباهات زنجیره‌ای

ادامه می‌یابد و مانع استقرار آرامش در جامعه خواهد شد.

دکتر محسن رضایی در نامه‌ای به حضرت آیت الله‌ هاشمی شاهردی، خواستار

رسیدگی به پرونده متخلفان رخدادهای اخیر همزمان با اغتشاشگران از سوی قوه

قضاییه شد.

 
به گزارش «تابناک»، متن این نامه که در سایت شخصی وی آمده به شرح زیر

است:

حضرت آیت‌الله‌ هاشمی شاهرودی

ریاست محترم قوه قضاییه

با اهدای سلام

حوادث اخیر که موجب خسارات بزرگی به مردم و نظام جمهوری اسلامی شد،

توسط دو گروه به وجود آمد؛ یک گروه اغتشاشگران و گروه دوم متخلفان كه شامل

افراد خودسر و مأموراني است كه مقررات را زير پای گذاشتند.

لذا دو نوع متهم و دو نوع دادگاه باید تشکیل شود، در غیر این صورت، عدالت و

احقاق حق صورت نمی‌گیرد و ممکن است ناامنی هم پایان نیابد و آرامش به جامعه

برنگردد. دادگاهی که تشکیل شده عمدتا به متهمین نوع اول اختصاص یافته است.

لذا این پرسش مطرح است که دادگاه دوم چه زمانی تشکیل می‌شود و چرا نباید

همزمان با دادگاه اول تشکیل شود؟

برای توضیح بیشتر لازم می‌دانم به این نکته اشاره کنم که در حوادث اخیر چهار

گروه فعال بودند:

1ـ مأموران و نهادهای حکومتی که وظیفه برقرای نظم و امنیت را بر عهده داشتند.

این گروه ضمن انجام وظیفه آسیب دیده و مجروحین و شهدایی هم داشته‌اند.

2- متخلفان از قانون و مقررات که به کوی دانشگاه حمله کرده‌اند و یا در خیابان‌ها به

مردم معترض، حمله‌ور شده‌اند یا در بازداشتگاه‌ها، مقررات را زیر پای گذاشته و با

متهمین و دستگیرشدگان برخوردهای غیر انسانی و غیر اسلامی داشته‌اند.

3- مردم معترض که با آرامش و سکوت درصدد بیان اعتراضات و خواسته‌های

خودشان بوده‌اند که از سوی متخلفان و اغتشاشگران مورد ضرب و شتم قرار

گرفته‌اند که تعدادی از جان باختگان و شهدا از مردم هستند.

4- اغتشاشگران که در خیابان‌ها به مردم و مأموران حکومتی و اموال عمومی

حمله‌ور شده و خساراتی را وارد کرده‌اند.

گروه‌های اول وسوم یعنی مردم و مأموران دولتی که بیشترین آسیب‌ها را دیده‌اند،

قربانی حوادث اخیر بوده‌اند و گروه‌های دوم و چهارم که متخلفان و اغتشاشگران

بوده‌اند بیشترین آسیب‌ها را وارد کرده‌اند.

بنابراین دو نوع دادگاه برای رسیدگی به این دو گروه اخیر باید تشکیل شود. دادگاه

مربوط به اغتشاشگران و دادگاه مربوط به متخلفان.

ظاهرا دادگاهی که از دیروز تشکیل شده مربوط به متهمین به اغتشاش است و

جای دادگاه متخلفان خالی است. این دادگاه باید به متخلفان زیر رسیدگی کند:

1- حمله کنندگان به کوی دانشگاه تهران و کلاس‌های دانشگاه اصفهان.

2- عاملان ضرب و شتم دستگیر شدگان از جمله محسن روح الامینی.

3- عوامل ضرب و شتم مردم معترض و آرام در خیابان‌ها.

البته اینکه پشت سر متخلفان و همچنین پشت سر اغتشاشگران چه کسانی

بوده‌اند و مباشرت آنها به چه میزان بوده است نیز باید رسیدگی شود که آن هم

می‌تواند در همین دادگاه‌ها صورت گیرد.

ولی اگر دادگاه دوم تشکیل نشود، نه تنها عدالت به طور کامل صورت نگرفته بلکه

خسارت دیگری به نظام جمهوری اسلامی وارد می‌شود و اشتباهات زنجیره‌ای

ادامه می‌یابد و مانع استقرار آرامش در جامعه خواهد شد.

امروز جامعه ما هم به امنیت نیاز دارد و هم آرامش. اقتصاددانان ما معتقدند هر چه

دیرتر امنیت و آرامش به جامعه برگردد، میلیون‌ها تومان به اقتصاد ملی و رفاه جامعه

آسیب وارد خواهد کرد.

قوه قضاییه در چنین شرایطی است که می‌تواند به عنوان مدعی العموم دادگاه دوم

را تشکیل و متخلفان را به دادگاه بکشاند.

محسن رضایی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 19:36  توسط جوانمرد  | 

اعترافات تلویزییونی

می گن وقتی اعترافات تلویزیونی پخش می شه همه خوشحالن!!!!!

حکومت خوشحاله چرا؟؟!! چون تونسته اعتراف بگیره!!!!!

زندانیای سیاسی خوشحالن چرا؟؟!! چون بالاخره می تونن آزاد شن و به زندگیشون

برسن!!!

مردمم خوشحالن چرا؟؟!! چون بالاخره با یه چیز بامزه سرگرم شدن  و کلی خندیدن!!

 

حالا جدای از این مطلب بالاخره همه ی ما طریقه ی اعتراف گیری از همسر

سعید امامی رو که آقای روح الله حسینیان هم تاییدش کرده یادمونه و اظهارات

حسین علایی فرمانده سابق سپاه درباره چگونگی شهادت محسن روح الامینی!!

با توجه به این سوابق درخشان در اعتراف گیری مشخصه اعترافات دیروز چقدر

صحت داره!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:37  توسط جوانمرد  | 

تداوم اعتراضاتتتتتتتتتتتتتتتتتت

 

پیشنهاد نهم و دهم از همه مهم تره......حتما بخونید.....

سلام.بنده می خوام راه جدیدی برای ادامه اعتراضا پیشنهاد کنم:

همون طور که می دونین از اصول مبارزه اینه که بیشترین ضربه رو بزنی و کمترین

ضربه رو بخوری.....بعد از نماز جمعه ی این هفته به امامت آیت الله هاشمی

رفسنجانی و تسخیر نماز جمعه توسط سبز پوشان بنده پیشنهاد می کنم

که تمام طرفداران عزیز در تمام نمازای جمعه با قدرت شرکت کنن.تمام ارگان های

مذهبی رو تسخیر کنید....در تمام تظاهرات شرکت کنید و تمام انتخابات!!!!!!!

اما چرا چنین پیشنهادی کردم؟؟!!

اولا چرا تمام تظاهرات؟؟!!:می تونیم در تظاهرات در پاسخ به ((مرگ بر آمریکا))

بگیم:((مرگ بر روسیه))و در پاسخ به ((مرگ بر انگیلیس)) بگیم:((مرگ بر چین)).

دوم چرا مساجد؟؟!!:به صورت گروهی در مساجد حاضر و در پاسخ به ((مرگ بر

منافقان  کفار))بگیم:((مرگ بر دروغ)) و ((مرگ بر خوارج))

سوما چرا نماز جمعه؟؟!!:می تونیم در پاسخ به ((خونی که در رگ ماست هدیه به

رهبر ماست))بگیم:((خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست))

چهارما چرا انتخابات؟؟!!:به جای رای دادن به کاندیدای خاصی تنها بنویسیم:((

میر حسین موسوی))

بدین ترتیب تمام ارگان های مذهبی و رسمی کشور در اختیار ما قرار می گیره.

می تونیم از همین هفته شروع کنیم!!!!!

ششم:بر تمام اسکناس ها بنویسید که رییس جمهور من موسوی است....

هفتم:در ارگان های سیاسی وارد شید به خصوص انتخابات مجلس تا مملکت

اصلاح شه.....

 

به امید فردایی روشن.....

((مشتی خس و خارند به یک شعله بسوزان    این شام سیه صبح سحر شد))

((ای خشم به جان تاخته طوفان شرر شو      ای بغض برافراخته فریاد خطر شو))

((ای روی برافروخته.خود پرچم ره باش           ای مشت برافراخته افراخته تر شو))

((ای حافظ جان وطن از خانه برون آی     از خانه برون چیست که از خویش به در

شو))

((خاک پدران است که دست دگران است   هان ای پسرم خانه نگه دار پدر شو))

((                      ایران کهن در خطر افتاده خبر شو                               ))

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 21:30  توسط جوانمرد  | 

نماز به امامت مرد سازندگی............

نماز جمعه یادت نره!

 

۲۵ و ۲۶ تیرماه روزهای "ما" شدن من و

توست...

            

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 20:24  توسط جوانمرد  | 

نماز جمعه.........

سلام.فردا اولین مخالف نظام!!!!!!!!!!!!!!!!!!آقای رفسنجانی انگار می خوان برای

اقامه ی نماز جمعه برن.....بنده برای پاک سازی عمل و فریضه ی سیاسی و عبادی

نماز جمعه از این شخص آشوب گر و اغتشاش گر که از عوامل اصلی و هدایت کننده

ی اغتشاشات اخیره به یاران جناب حجت الحق.شیخ الرعیس.حجت خالق باری

تعالی بر مردم زیر دست جناب ((سید دکتر محمود احمدی نژاد))(ارواح ما به فدای

او باد)پیشنهاد می کنم به عنوان بنده ای حقیر که مدت هاست حکم تکفیرم

از جناب حضرات صادر گردیده با چوب و چماق و ژ۳ بیان نماز جمعه و این لکه ی

ننگ!!!!!!!!!!!! رو از روی زمین بردارن تا مستقیما وارد بهشت برین شده و در فردوس

برین با پیامبر محشور گردند!!!!!!!

 

 

نون و پنیر آوردیم … ندا تونو ما بردیم

نون و پنیر آوردیم

نون و پنیر آوردیم …. رأی یاتونو بردیم


نون و پنیر ارزونیتون ما رأی نمی دیم بهتون

چماق و تیر آوردیم … رأی یاتونو بردیم


نون وپنیر، چماق و تیر ارزونی تون ما رأی نمی دیم بهتون

رهبر پیر آوردیم … رأی یاتونو بردیم


نون وپنیر، چماق و تیر، رهبر پیر ارزونی تون ما رأی نمی دیم بهتون

پس میریم میون مردم … ندا می کُشیم چه آسون


ندا تو قلبمونه …. تا ابد اونجا می مونه

ندا صالحی آقا سلطان - شهید راه آزادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 20:0  توسط جوانمرد  | 

اطلاعیه..............

خبر فوری : از 25 تیرماه تحريم سیمکارت های دولتی در سراسر ایران

بیانیه مهم جنبش دانشجویی :


خطوط همراه اول (سیمکارت های دولتی) را که در اختیار دارید تحريم كنيد

براي نشان دادن اعتراض خود همان گونه كه ۲۰ روز اس ام اس نداشتيم و در اکثر این

روزها خطوط تلفن همراهمان را قطع میکردند و در ارتباط خطوط تلفن همراه اختلال

مینداختند و همچنین در اعتراض به شنود مکالمات تلفنی ( ثابت-همراه) و اینکه

دولت دروغگو علت قطع اس ام اس و خطوط تلفن همراه را عوامل بیگانه و خارجی

دانست طبق اعلام جنیش دانشجویی از تاریخ 2۵ تیر تا ۲۵ مرداد طی حرکتی

سازماندهی شده و کشوری به مدت ۱ماه خطوط همراه اول که دولتی میباشد را

خاموش کرده و از سيم كارت هاي اعتباري ايرانسل که هم قيمت كمي داره هم

غیردولتی است استفاده میکنیم.

با اين كار ضرر بزرگي به مخابرات كه يكي از منابع بزرگ مالي دولت است وارد مي

شود.

تا قبل از تاریخ فوق ( ۲۵ تیر الی ۲۵ مرداد) از تماس های بیهوده و غیر ضروری و

همچنین فرستادن اس ام اس هاي بيهوده و جك و سرکاری و ... جدا خودداري كنيد

و تا اونجا كه ممكنه با خطوط همراه اول تماس نگیرید و اس ام اس نديد مگر در مواقع

خیلی اضطراري...

سيم كارت هاي اعتباري ايرانسل قيمت كمي داره...سيم كارت هاي دولتي همراه

اول رو خاموش کرده و از سيم كارت هاي ارزان قيمت و غير دولتي ایرانسل استفاده

كنيد تا درآمد كمتري تو جيب دولتي بره...

بهتره همین امروز خط ایرانسل تهیه کنید و شماره آن را در اختیار دوستان و آشنایان

خود قرار دهید (چون همراه اول خود را از ۲۵ تیر خاموش میکنید)

لطفا به دوستان خود عمل به این تحریم را توصیه کنید.


به مدت ۱ ماه

شروع تحریم : ۲۵ تیر

خاتمه تحریم : ۲۵ مرداد

لطفا در وبلاگ خودتون هم قرار بدهید...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 15:18  توسط جوانمرد  | 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 0:3  توسط جوانمرد  | 

تسلیت علما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تسلیت مراجع تقلید رو درباره ی فاجعه ی استان سین چیان چین و قتل عام

مسلمانان توسط

دولت کمونیستی چین تبریک عرض می کنم...آقایون بعد از ۶ روز یادشون افتاده تو

چین چه خبره....

اون وقت برای یه کشته شدن یه بانوی زن مسلمان در آلمان زمین و زمانو به هم

ریختن....سفیر آلمانم

احضار کردن.....ولی حتی سفیر چین احضار هم نشد...البته دلیلش بسیار واضح و

مبرهنه....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 21:49  توسط جوانمرد  | 

سلام.بنده نظری درباره ی چگونگی اعتراضات دارم و از لحاظ تاریخی می خوام

جریانی رو بررسی کنم

که بخونید بهتره ولی بایدببینم امروز چی می شه....

تجربه ثابت کرده تظاهرات خیابونی در دنیای جدید هیچ فایده ای جز ضرر نداره....

در هر صورت باید از دید تاریخی اعتراضات رو بررسی کرد و دید در گذشته کدوم نوع از

اعتراضات نتیجه داده:

             اعتراضات خیابونی که تنها باعث مرگ و شهادت عده ای می شه

      یا بست نشستن بدون ریختن یک قطره خون.....

               اعتراض بدون ضربه خوردن........این مهمه.....

                

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12:49  توسط جوانمرد  | 

ببخشید می دونم دیر شد ولی خوندش خالی از لطف نیست......

 

 

 

 متن نوشتاری سخنرانی آیت الله هادی غفاری درباره علی خامنه ای


متن نوشتاری سخنرانی
آیت الله هادی غفاری درباره علی خامنه ای


سخنرانی هادی غفا ری

در هیچ تاریخی به اندازه تاریخ شما روحانیت به این اندازه له نشده است.

امروز محصول ثمره رهبری جنابعالی بی حیثیت شدن روحانیت است، تو خیابان، تو کوچه و بازار مردم فکر
 
می کنند که مثلا من چون آخوند هستم طرفدار احمدی نژاد هستم برای من زبانشان را در می آورند.

وقتی من دو انگشتم را بالا می برم بلافاصله از من عذر خواهی می کنند.

جناب آقای خامنه ای اشتباه می فرما یی، من به ولایت فقیه اعتقاد دارم بیش از آقای خامنه ای به
 
گواهی تاریخ.

جناب آقای کروبی من مسئول صحبت های خودم ، خودم هستم، از همین جا آماده هستم بهر سلولی
 
بروم، من بدنم با سلول آشناست ، سالهای سال.

جناب آقای خامنه ای من بیش از شما به ولایت فقیه اعتقاد دارم، امام به من نگفت که شما ولایت فقیه
 
را نمی شناسی ولی به جنابعالی گفت.

همان روز ها هم به من نگفت ولایت فقیه را نمی فهمی چیه ولی به شما گفت ، من در کرمان بودم در
 
فرودگاه مهندس اسحاق جهانگیری، عبدالله نوری، دکتر احمدی، مهندس الویری و... بیانیه امام را مبنی
 
بر اینکه ولایت فقیه این نیست که جنابعالی می گویی .

من آن روز ولایت فقیه را قبول داشتم ولی شما نداشتید. این لکه به ما نمی چسبد ، دنبال این نباشید
 
که لکه ضد ولایت به ما بچسبانید.

ممکن است من در مورد ولایت فقیه زمان حرف داشته باشیم که دارم ، ممکن است.



هیچ کس در ایران جرئت ندارد ، هیچ کس، که به من بگوید که من وایسته به خارج از کشور هستم ،
 
امکان ندارد، من گوشت و پوست و استخوان و زن و بچه و زندگی ام قربانی یک وجب خاک وطن و
 
کشورم.

سگ امریکا چه باشد که مرا به اجنبی و اجنبی دوستی متهم کنند ، من خرخره اجنبی را می جوم.

آبروی روحانیت رفت.آقای خامنه ای ، یک روز دکتر... معاون قبلی وزارت نفت به من زنگ زد و گفت دو روز
 
است بچه خواهرم نماز نمی خواند، کی باعثش شده آقای خامنه ای ، دفاع ناشیانه شما از احمدی نژاد
 
هیچ چیز را اصلاح نمی کند.

شما یک طرفه به قاضی می روید ، اجازه بدهید که ما با شما مناظره بکنیم.احمدی نژاد کی است که با
 
من مناظره کند عددی نیست ، او کیست که با من مناظره بکند.جناب آقای خامنه ای اجازه بدهید با من
 
مناظره بفرمائید.

آنچه شما خوانده اید من هم خوانده ام ، درس هایی که تو خوانده ای من هم خوانده ام.

هر که تنها برود به قاضی ، بر می گردد راضی .



صدا و سیما دست شماست ، راست نمی گوئید که فلان دانشجو زنگ زده، یک کارمند از اطاق بغل زنگ
 
می زند، صدایش را پخش می کنید.

بی باورمان کرده اید ، بارومان را متلاشی کرده اید.



در یک مناظره جدی به شما بگوئیم، جناب آقای خامنه ای صندوق مسجد الهادی : 4 تا 5 صندوق را باز
 
کنیم ، 1 و2 و3 و... نه نمی شود پخش و دشمن می فهمد. نمایندگان موسوی ، کروبی، رضایی .



بر منکرش لعنت، در طول تاریخ ، انتخاباتی بی مسئله تر از این انتخابات نداشتیم ( بشوخی) ببخشید
 
حاجی آقا کروبی.

روزی در درس شیخ کریم حائری یک دهاتی بلند شد و گفت :

- اگر من این دستم را باز کنم حرام است؟ گفت نه.

- اگر این دستم را ببندم و این یکی دستم را باز کنم حرام است؟ گفت نه حرام نیست.

- اگر گردنم را این ور بگردانم و سپس آن ور بگردانم حرام است ؟ گفت نه.

- اگر این انگشت وسطم به ان انگشت بخورد حرام است ؟ گفت نه.

روستایی شروع کردن به رقصیدن. حسابی رقصید، گفت رقص همین است.

حاج شیخ کریم حائری جوابی داد که من می خواهم به خامنه ای بدهم ، جناب آقای خامنه ای جواب آ
 
شیخ را به شما عرض می کنم .

شیخ گفت : مطالعاتت خوب بود ، مرده شور ترکیب ات را ببرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 12:59  توسط جوانمرد  | 

نور ساطع شده از اغتشاشات اخیر از گویی در تهران می آمد.....

 

نور ساطع شده از گوی نوری در تهران که به سراسر

نقاط کشورمنتشر می شد توسط کار کنان پرتلاش

گاندولف سفید(جادوگرفیلم ارباب حلقه ها)

دستگیر شد و طبق بازجویی های به عمل

آمده از صاحب این گوی که منبع هاله ی نور

بوده و این بازجوییها که به صورت انسانی

در زندان اوین انجام شده کاشف به عمل

آمده که ایشان(صاحب هاله ی نور ساطع شده

از این گوی) از سردسته های اغتشاشات اخیر و از

عوامل بیگانه بوده است.....

ضمنا به اطلاع عموم مردم می رساند نام برده(

صاحب هاله ی نور)بنا به درخواست و میل شخصی

خودش اقدام به اعتراف نموده و به زودی این

اعترافات که در حضور قاضی دادگاه به صورت

مسالمت آمیز انجام گرفته از صدا و سیمای

جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد....

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 12:56  توسط جوانمرد  | 

انصاففففففففففففففففففففف..................(پاسخ به نظر سید در دو پست زیر

بسم الله الرحمان الرحیم

درود خدا بر شهیدان راه حق.درود خدا بر آزاد مردان آزاده.درود خدا بر عاشقان و دیوانگان راه آزادی.

درود خدا بر سالکان راه حق.درود خدا بر شهیدانی که جان خود را برای ملتی ناشکر و قدرناشناس دادند.

درود خدا بر شهید محمودکاوه ها و شهید زین الدین ها.درود خدا بر بزرگ مرد تاریخ ایران زمین که خوب

آبرویش را بردیم کوروش واقعا کبیر و مرد تاریخ ایران زمین.نظری مرا برآشفت تا به این دوست

 عزیزپاسخی دهم هرچند خوارج را منطقی نیست...

((جوانمردی به تهمت نیست بلکه به انصاف است....))

آری معنای انصاف را هم فهمیدم....اکنون انصاف را برات معنی می کنم....

۱ ))))))  انصاف یعنی سوال کردن ممنوع مخصوصا سوال سیاسی و اگر هم شجاعت پرسیدنش رو

داشتی حداقل باید یه خورده کتک بخوری... 

۲ )))))  انصاف یعنی انتقاد و نصیحت ممنوع.......انصاف یعنی تغییر تشیع علوی به اسلام تخیلی تو و

امثال تو.دوست عزیز برو مطالعاتت رو زیاد کن:

 

حضرت علی (ع) که شیوه حکومتداری عادلانش زبانزد دوستان و دشمنانه، در پاسخ به یکی از یاران

درباره به زندان افکندن و برخورد با یکی از مخالفان که قصد شورش و توطئه داشت، می‌فرمایند:

(انـا لو فعلنا هذا لکل من نتهمه من الناس ملانا السجون منهم ولا

ارانی یسعنی الوثوب علی الناس والحبس لهم و عقوبتهم حتی یظهروا لنا الخلاف)

اگر ما این کار [زندانی کردن] را درباره همه کسانی که آنان را بـه مـخـالـفـت مـتهم می‌کنیم، انجام

دهیم، باید زندانها را از مـخـالـفان پر کنیم. من از آنان نیستم که به مردم بتازم و آنان را زنـدانـی کـنم و

کیفر دهم، جز آن گاه که با ما اظهار مخالفت کنند و البته منظور حضرت از «اظهار» مخالفت هم مشخصه

 در حالی که خوارج با حضرت مخالف بودند و به گفته شهید مطهری در همه جا در اظهار عقيده آزاد

بودند، اما حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبه‌رو مى‏شدند و صحبت مى‏كردند، طرفين

استدلال مى‏كردند، استدلال يكديگر را پاسخ مى‏گفتند.

شايد اين مقدار آزادى در دنيا بى‏سابقه باشد كه حكومتى با مخالفان خود تا اين درجه با دمكراسى رفتار

كرده باشد. مى‏آمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازيت ايجاد مى‏كردند و حتی به ایشان

ناسزا می‌گفتند اما حضرت تا آن زمان که خوارج دست به اسلحه برای اظهار مخالفتشان نبردند، حضرت

به مقابله با آنان برنخاست. به گفته استاد مطهری «امـیـرالـمـومنین(ع) با خوارج در منتهی درجه آزادی و

 دمکراسی رفـتـار کـرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هرگونه اعمال سیاستی بـرایـش مـقـدور بود، اما او

زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سـهمیه آنان را از بیت‌المال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر

افـراد می‌نگریست. این مطلب در تاریخ زندگی علی عجیب نیست، اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه

دارد.»

از سوی دیگر، حضرت علی که حکومتداری او جایگاه خاصی در اندیشه سیاسی مطهری دارد حق انتقاد

از حاکم را برای مردم محترم می‌شمرد و حتی از آن به عنوان حق خود بر آنها یاد می‌کند. حضرت علی ـ ‏

علیه السَّلام ـ می‏فرماید: و امّا حقی علیکم فالوفاء بالبیعة و النصیحة فی المشهد و المغیب. نهج‏البلاغه،

خطبه‏ی 43.

و امّا حق من بر شما این است که به عهدتان وفا کنید و مرا در نهان و آشکار نصیحت نمایید.

حضرت امام خمینی نیز به پیروی از همین سیره بود که می‌فرمودند:«هر فردی از افراد ملت حق دارد که

مستقیماً در برابر سایرین، زمام دار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده

بدهد. (صحیفه‏ نور، ج7، ص 91 ) یا آنجا که می‌گفتند: «اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم،

ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشته‏ای، خودت را حفظ کن.» (صحیفه نور، صص 33 و 43)

مطهری حتی امکان اشتباه کردن مردم را دلیل گرفتن آزادی سیاسی از آنها نمی‌دانند: «اگر به بهانه اين

كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمي‌فهمند آزادي را از آنها گرفت، اين مردم تا ابد بي‌لياقت

مي‌مانند. مثلاً در انتخاب وكيل اگر بخواهند فردي را كه از نظر آنها شايسته است، تحمل كنند اين مردم تا

قيامت مردمي نخواهند شد كه رشد اجتماعي پيدا كنند. رشد مردم به اين است كه آزادشان بگذاريم،

ولو در آن آزادي ابتدا اشتباه هم بكنند.

باور کنیم همان گونه که استاد مطهری می‌گفت: «اسلام به اين دليل باقي مانده كه با شجاعت و

صراحت با افكار مختلف مواجه شده است. در آينده هم اسلام تنها و تنها با رویارویی صريح شجاعانه با

عقايد و افكار مختلف است كه مي تواند به حيات خود ادامه دهد و من به جوانان و طرفداران اسلام

هشدار مي‌دهم كه خيال نكنند راه حفظ معتقدات اسلامي جلوگيري از ابراز عقيده ديگران است. از

اسلام فقط با يك نيرو مي‌شود پاسداري كرد و آن علم است و آزادي دادن به افكار مخالف و مواجهه صريح

و روشن با آن‌ها.»

۳ ))))))  آری از شما و رییس جمهور با ادبتان!!!!!! بیشتر از این بر نمی یاد.معنای

انتقاد رو بلد نبودم که یاد گرفتم...معنای نصیحت رو بلد نبودم که یاد گرفتم....قرآن می خونید و نماز

و یک چار تا چرت و پرت بلغور می کنی و معنیش رو نمی فهمی....دلم می سوزه..تو اصلا معنای((

الرحمان الرحیم))رو فهمیدی...آری آن چه تو می گویی بلغور است و پشیزی ارزش ندارد...آن چه من

می گویم این است((ایاک نعبد و ایاک نستعین))...این تهمت نیست که به مادر انقلاب بگم تو دشمن

انقلابی ولی این تهمته اگه بگم رییس جمهور دروغ می گه که بیکاری اومده پایین....این تهمت نیست

اگه بگم رفسنجانی غلط کرده به خامنه ای نامه نوشته ولی این تهمته اگه بگم رییس جمهور دروغ گفت

که ظرفیت تولید فولاد ۱۷ ملیون تنه....چه جالب ۴ ملیون بیشتر از ظرفیت تولید کشور....فکر کنم

کسایی  که صنایع فولادن بهتر از تو ومن از حقایق آشنایی داشته باشن.....این تهمت نیست اگه بگم

اعتراض کردن و اون هم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی. می شه طرفداران ضد انقلاب و متهم به انقلاب

مخملی.....این تهمت نیست که به موسوی بگم خونخوار...آقای عزیز بر طبق استدلال شما امام راحل

قاتل مردمه چون امام مردم رو به راهپیمایی بر ضد شاه دعوت کرد...تو اصلا می دونی این استدلال

آیت الله شریعت مداری بود و امام از مرجعیت عزلش کرد .آقای

مثلا سید(دوستمه) جد تو پیامبره یا ابوسفیان....من سید نیستم ولی جد من زهراست!!!می

دونی چر؟؟!!چون

به مخالف حق اظهار نظر می داد...حاشا و کلا....با بی شرمی دین رو تغییر می دی بی اینکه کوچک

ترین مطالعه یی در آثار مطهری یا شهید دکتر شریعتی داشته باشی!!!با دخترای مثلا بد حجاب برخورد

شدید می شه به جای اینکه قضیه ریشه یابی بشه...چرا ۳۰ سال قبل دخترا این طور نبودن؟!چرا یه

دختر با یه پسر تو خونه ۴ ساعت تنها بود و اتفاق خاصی نمی افتاد؟؟!! ولی الآن..........می دونی چرا

 چون حتی کومونیست ها هم در مجلس نماینده داشتن...شما بر سفره ی شهدا تکیه زدین و خون

امامو در شیشه ریختین و مکیدین!!!گوارای وجود...........!!!!!منتظر بودین تا امام بره و همه ی مردان

 نظامو خون خوار جلوه بدین....من تو رو دوست دارم اما دلم می سوزه برات!!!!تو رو ارجاع می دم به

جمله ای از آیت الله شفیعی:((این ها به اسم بسیج آبروی بسیج را بردند))و رهبری تایید کرد....

چه کردید که مردمی که عاشق بسیج بودند همینک از بسیج متنفرند......

انصاف یعنی خبر نداشتن خانواده ی دوست من بعد از ۳ هفته از بازداشتش....

انصاف یعنی متنقد رو متهم به ضد انقلاتب کردن.......

انصاف یعنی سلب آزادی عقیده......

انصاف یعنی تغییر مفاهیم جملات رهبری و آرمان های والای مردمی که در کف خیابان انقلاب کردند

نه در صندوق رای.....

انصاف یعنی قتل دوست من با اینکه بسیار مذهبی بود.......

انصاف یعنی اثر باتوم و کتک در حسینیه ثار الله و اعظم به جرم قدم زدن در نادری.....

باز هم انصاف را معنا کنم....امام از افراط شما بسیجی ها دق کرد و حرص خورد و مرحوم شد....

بسیجی یعنی شهید محمود کاوه!!!

در قرآن آیه ی زیبایی هست:((و آنان که در زمین فساد می کنند وقتی از ایشان می پرسی که در چه

حال بودید؟می گویند ما در اصلاح جامعه ی خویش هستیم.ایشان خود مفسدند و نمی دانند))    ((

و وقتی به نزدت می آیند می گویند ما ایمان آوردگانیم ولی آنگاه که خلوت می کنند می گویند ما مسخره

شان کردیم و با شیطانیم.خدا ایشان را مسخره کرده و خود نمی دانند))   (( ایشان خود نادانند اندر

 سفیه  ))

صد ها هزار آرش جان در کمان دارند           تیری اگر کاری است این عاشقان دارند

وقتی هویت را در نام می جویند                 هر بیگانه ناچار صد یاوه می گوید

چیزی که در صلح است از جنگ می خواهند    قدرت اصالت نیست فرهنگ می 

                                                                                                   خواهد 

ما وارث کوروش فرزند جمشیدیم         در پهنای تاریخ بت نپرستیدیم

هیچ اعترافی در زیر شکنجه و زیر فشار وبدون محاکمه در دادگاه عالی هیچ 

گونه سندیتی ندارد و ملت هیچ گاه این جوک به یاد ماندنی را فراموش نخواهند

 کرد.هنوز تصاویر فیلم (( اعتراف از همسر سعید امامی را به یاد

داریم )) .

علمای اسلام و مراجع عظام به داد اسلام برسید....

خداوند سایه ی رهبر فقید و فرزانه ی انقلاب را از سر ما کم نکند

چراکه اگر چنین شود اثری از نظام باقی نخواهد ماند....

تنها اوست که می تواند جلوی زیاده خواهی های این قوم(فرقه ی شریعت مداری) را

بگیرد.......

خداوندا عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار.     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 10:36  توسط جوانمرد  | 

سلام.سریعا بیانیه ی نهم میر حسین موسوی در وب زیر بخونید:

از دوستان عزیز به دلیل کوتاهی در رسوندن اخبار عذر می خوام.امتحانام شروع

شده......و اینجا هم

بنده تحت فشار هستم.......و بگیر بگیره......www.ayat2.blogfa.com

در وبلاگ زیر هم مراجعه کنید:

www.sabz-poshan-vatan.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:32  توسط جوانمرد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:21  توسط جوانمرد  | 

عشق............

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:15  توسط جوانمرد  | 

ببببار ای اشککککککککککک.......

 

سلام.قرار بود اول عکس مرحوم خانم ندا آقا سلطانو بذارم ولی بنا به دلایلی منصرف شدم.....

شعر زیرو که همین الان گفتم تقدیم می کنم به روح مطهر خانم ندا آقا سلطان و تمام زخم

خوردگان......

ببار ای اشک امروز روز خون است  روز حشر است

ببار ای اشک  امروز عاشقان بر دار رفتند  دهانم را ز گل مسدود کردند

ببار ای اشک  امروز روز مرگ عاشقان است  مرگ اسلام محمد

 ببار ای اشک امروز خوارج بر تخت نشستند بنام دین بی دینم خواندند

ببار ای اشک  امروز گفتن دوستت دارم حرام است  دادن یک گل به معشوقم حرام است

ببار ای اشک امروز حلقومم بریدند ولی فریادم نمردست

ببار ای اشک  امروز فرزند زهرای بتولم به جرم گفتن حق تکفیر کردند

ببار ای اشک  امروز حلاج(حلاج بن یوسف ثقفی) بنام آن اهورا سر از عشاق علی بریدست

تعجب می کنم از دکتری که.که خود بیمار 72 ملت  ولیکن آن 72 ملت  به زیر تیغ این دکتر رفتند  

تعجب می کنم از تیر آرش  که خونش داد از برای حفظ ایران

تعجب می کنم از امتی که.که اندک خود  شکنجه را ندیدند  ولیکن بر آن عمار یاسر چه تهمت ها که

روان نکردند

ببار ای اشک  امروز سهراب را سر بریدند  به تیری گلوی اسفندیار بریدند

کجاست فریاد اهورا  که یک پا فریدون یا که کاوه خود بسازد

کجاست آرمان خمینی  که خود یک پا مرد حق بسازد

ببار ای اشک  همینک به جرم گفتن حق بر زبانان.سیُدم را جنگ طلب خوانند

تعجب می کنم از دین اینان  که یاران امام تکفیر کردند

گناه سیدم این بود که آری به پای جان می گفت:لبیک یا خمینی

گناه سیدم این بود که آری  همی می خواست جمهوری بسازد

 گناه سیدم این بود که آری  به جرم یک توکل به زهرا همینک او را مخملی خواندند

خداوندا نمی بینی خوارج  همینک ابن زهرا را کشتند

خداوندا نمی بینی چنین ظلم  چرا اینک نمی آید گل یاس

بیا مهدی دلم تنگ است از این قوم  که بی پرده به نامت عاشقان بر دار بردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 19:0  توسط جوانمرد  | 

داستان آرش

 
 
 
 
 
 
 

  

اداي دين به آرش كمانگير قهرمان ملي ايرانزمين

به مناسبت

جشن ملي تيرگان

 

در روزگار پادشاهي منوچهر ، افراسياب به ايران حمله مي كند و او كه تاب نبرد با افراسياب را ندارد به

 كوهستان مي گريزد. افراسياب پادشاهي ايران را به دست مي گيرد و از آن روز هفت سال باران نباريد.

منوچهر به اهورامزدا نماز مي برد و سپندارمذ فرشته نگهبان زمين ، پيامي از اهورامزدا به منوچهر مي

آورد :

 

"افراسياب را بگو كه اي بد كردار، چرا مردم ايران زمين را رنج مي رساني ؟ تو متجاوز از عهد شدي ؛ چرا

كه فريدون دوده تو را توران بخش كرد و ايران به ما داد ؛ و از عهد شكني تو باران نمي بارد ..."

 

سپندار مذ از منوچهر مي خواهد تا شرط را پرتاب تيري بگذارد ، تا هر جا كه تير فرود آمد ، آنجا مرز ايران و

توران شود، همچنين زو پسر طهماسب را براي پرتاب تير برگزيند. پس منوچهر همان مي كند كه

سپندارمذ فرموده بود :

 

"اي افراسياب باران از شومي گناه تو نمي بارد ، تو به توران باز گرد تا باران ديگر باره فرو بارد. تيري از

ايران شهر پرتاب مي كنيم ، در هر كجا كه تير افتد ، از آن جا سر حد توران باشد . "

 

افراسياب كه گمان مي برد پرتاب تير ، از ناداني منوچهر است پيمان را پذيرفت. پس زو پسر طهماسب،

نام اورمزد بر زبان آورد و تير را از ايران شهر پرتاب كرد . به خواست اهورامزدا آن تير در توران ، بر خاك

نشست و افراسياب شرمگين بازگشت . همان روز باران بي حد باريد و از آن پس مردم ايران روز تير در

ماه تير را به اين سبب جشن بر پا مي كنند...

 

متن فوق خلاصه اي بود از داستان زو كمانگير ، حال اين سئوال پيش مي آيد ، آرش كمانگير كه بود ؟

 

روزي اين سئوال را از استاد پرده خواني پرسيدم ، او سالهاي زيادي از عمرش را صرف ريشه يابي

اساطير كهن و الگوهاي باستاني كرده بود ، با خونسردي تمام پاسخ داد : نمي دانم .

 

ازآن پاسخ آشفته شدم و تا امروز براي يافتن ريشه هاي اين اسطوره به بررسي متون كهن ايران، هر چند

ناقص و گذرا پرداختم . بايد اعتراف كرد منابع باستاني به نسبت متون اسلامي اندك و ناچيز است ، در

اوستا كه مرجع ما از ايران باستان است تنها يك مورد در تير يشت از آرش و تيري كه پرتاب كرده ياد شده

است:

 

«تيشتر ستاره زيبا و با شكوه را مي‌ستائيم كه به جانب فراخكرت به همان تندي روان است كه تير از

كمان «آرش» آريايي. كه از همه آريائيان سخت كمان تر بود.»

 

رساله مينوي خرد نيز در پرشس 26 چنين شرح مي دهد:

 

" و از منوچهر اين سودها بود ، كه سلم و تور را به كين خواهي ايرج بكشت ، و از آسيب رساندن به

جهان بازداشت و ايران شهر را به پيمان از افراسياب باز ستد ."

 

شگفت اينكه در پرسش بالا سخن از آرش نمي رود ، هر چه هست در ستايش منوچهر است ، گويا

همواره شاهان فاتحان بزرگ تاريخ محسوب مي شوند . حتي در رساله باستاني دينكرد نيز تنها به

اسطوره نوباراني (داستان زو كمانگير)  اشاره مي شود و روايت مي كند كه بعد از آباداني ايران در روزگار

منوچهر ، افراسياب به ايران مي تازد و با خود خشكسالي مي آورد . در  اين دوره نابسامان ، زو پسر

طهماسب ، افراسياب را از مرز ايران دور مي كند و باران را درايرانشهر جاري مي سازد .

 

هر چند ريشه اين هر دو (آرش و زو) در اسطوره تيشتر و خشكي ستيزي آن خلاصه مي شود اما باز هم

جاي شگفتي است كه چرا آرش را تا اين اندازه به خاموشي و فراموشي مي سپارند ؟

 

پاسخ به اين سئوال چندان مشكل به نظر نمي رسد، آنچه مسلم است زو از خاندان منوچهر پادشاه

ايران مي باشد اما آرش را به هيچ خانداني نسبت نداده اند و همچون كاوه از توده مردم بر خاسته، او يك

جنگاور وطن دوست است و بر خلاف زو بايد بميرد چرا كه وي از تبار شاهان و اشراف نيست و فره ايزدي

به وي تعلق ندارد ، آرش مي ميرد تا بعد از پيروزي بر افراسياب ، ادعاي تاج و تخت شاهي نكند . برخي

محققين خوشبين در اين باورند كه آرش اسطوره اي اشكاني بوده و به همين دليل توسط ساسانيان به

فراموشي سپرده مي شود ، درست همان رفتاري كه با اكثر متون اشكاني مي شود.

 

با كمال تاسف شاهنامه نيز از آرش ياد نمي كند ، اما برخي پژوهشگران معتقدند كه شاهنامه از يكي

شدن اسطوره آرش كمانگير و زو خبر مي دهد و اين پيش زمينه اي است تا زو بتواند جاي آرش را در

انداختن تير اهورايي بگيرد يا اينكه روان آرشي در او بروز كند ، و همان طور كه در مقاله آرش كمانگير يا

مرد تيشتري متذكر شدم چنين توجيه مي كنند كه حذف آرش در شاهنامه به عنوان قهرماني ملي بدان

دليل بوده تا همتايي براي رستم يافت نشود ، كه اگر چنين مي شد از ارزش و اعتبار آرش در نزد توده

مردم كاسته مي شد .

 

اسطوره آرش را مي توان با نمونه هاي هندي و چيني آن مقايسه كرد ، همچنين با روايت گاو معجزه آميز

از رساله دينكرد كه در اين نوشتار نمي گنجد، و بحث در اين خصوص را به تيرگاني ديگر مي سپاريم .

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 13:23  توسط جوانمرد  |